حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 272
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
در آسياى غربى بوده مثلا بابليها و آسوريها در ازمنه قديمه كلمات سومرى استعمال ميكردند و به بابلى ميخواندند « 1 » از آنچه بطور اختصار ذكر شد معلوم است كه خطّ دورهء ساسانيان همان خطّ پهلوى بوده منتهى با اين خطّ گاهى تنها لغات پهلوى نوشته ميشد مانند كتابهائى كه در آسياى وسطى پيدا شده و گاهى لغات پهلوى و آرامى با هم كه زوارش مىناميدند و روشن است كه درهر حال زبان كتيبهها و تحريرات زبان پهلوى بود زيرا در موقع خواندن هميشه پهلوى ميخواندند زوارش بسياقنويسى ما بىشباهت نيست كه ماة يا الف مىنويسيم و صد يا هزار ميخوانيم « 2 » علامات خطّ پهلوى ظاهرا 25 ولي چنان كه گفته شد در واقع بالغ بر هزار است تاريخ در اين دوره شماره روز و ماه و سال آوستائى بود يعني سال شمسى به دوازده ماه تقسيم ميشد و اسامى ماهها همان بود كه امروز هم معمول است ماه را سى روز دانستههر كدام از روزها را باسم يكى از يزتها مى ناميدند در آخر سال بعد از ماه دوازدهم پنجروز اضافه ميكردند و آن را اندرگاه ميگفتند و چون سال طبيعى تقريبا شش ساعت از سال آوستائى بيشتر بود در هرصد و بيست سال يك مرتبه سال آوستائى را كبيسه كرده بجاى دوازده ماه سيزده ماه حساب ميكردند مثلا دو فروردين - دو اردى بهشت و قس عليهذا و بدين ترتيب سال آوستائى با سال طبيعى مطابق ميشد ( شرح موضوع خارج از حدود اين كتاب است )
--> ( 1 ) - مثلا در زبان اكّدي پدر را ( اددا ) ميگفتند بنابراين آسوريها ( ادّ ) مى نوشتند ولى اب ميخواندند ( 2 ) - [ ، ] در اصل مأة بوده و حالا در سياق به اين شكل درآمده و نيز [ اا - ] در اصل الف بوده چنان كه معلوم كردهاند در كتابت انگليسى امروزي هم پانزده كلمهء زوارش وجود دارد يعنى پانزده كلمه را باختصار به لاطينى مىنويسند ولي بانگليسى ميخوانند نمونهء خط پهلوي - از كتاب گيگر و كوهن ( اساس فقه اللّغة ايرانى )